غلامعلى صفايى
45
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
است پس لام براى تقويت عمل آن مىآيد . و اگر عامل فعل محذوف باشد به خاطر حذف آن ، از حيث عمل ضعيف شده است ، بنابراين لام براى تقويت آن آمده است . ولى اين توهمى فاسد است زيرا لام تقويت صلاحيت حذف دارد لكن اين لام شأنيت اسقاط را ندارد ، و هرگز گفته نمىشود « سقيا زيدا » و يا « جدعا إياه » بدون لام ، پس اين لام ، لام زائده تقويت نمىباشد به خلاف نظريه ابن حاجب كه در شرح مفصل بيان كرده است كه سقوط اين لام در مثال صحيح بوده ، لذا مىتوان گفت كه لام تقويت است . 3 - لام و مجرورش متعلق به فعل يا شبه فعلى از افعال عموم مثل « استقر و مستقر » بوده و صفت براى مصدر مقدم باشد . بايد توجه داشت كه اين قول نيز صحيح نمىباشد زيرا همانطور كه براى فعل وصف آورده نمىشود همچنين براى چيزى كه قائممقام فعل است - كه در اينجا مصدر است - نيز وصف آورده نمىشود . 4 - متعلق به فعل و يا شبه فعل محذوف باشد كه در اين صورت لام ، از قسم لام مبيّنه است كه اگر قبل از آن مصدر دعايى خير باشد مبين مفعول و مدعوله است و اگر مصدر دعايى شرّ باشد مبيّن مفعول مدعو عليه است البته اگر مجرور آن كه يا مدعو له يا مدعو عليه است از قبل دانسته نشده باشد لكن اگر ذات آن و عنوان نحوى آن از سياق كلام دانسته شد ، اين لام مذكور ، لام مؤكدهء بيان آن اسم سابق است چون اوّلا آن اسم قبلا همراه با لام روشن شده است كه مفعول مىباشد و ثانيا ذات او هم مشخص شده است اين لام براى تأكيد بيان و مشخص شدن آن اسم كه يا تكرار شده و يا ضميرى جاى آن قرار داده شده مىآيد . بنابراين در مثال « سقيا لزيد و جدعا له » لام اوّل ، لام مبين مفعوليت است و لام دوّم از جنس همان لام اوّل است كه به جهت تأكيد تكرار شده است . بايد توجه داشت كه متعلق اين لام كه محذوف است فعل « أعنى : قصد مىكنم » آنگونه كه ابن عصفور مىگويد نيست ، زيرا اين فعل متعدى بنفسه است و نيازى به توسط لام بين خود و مفعولش ندارد . بلكه تقدير اين گونه است « إرادتي لزيد » كه مصدر مضاف به ياء متكلم ، مبتدا مىباشد و « لزيد » جار و مجرور متعلق به فعل يا شبه فعل عموم ضمير خبر آن است